امیرعلی عزیزم دو سالگیت مبارک
نفس مامان شنبه ۲۸شهریور تولد شما بود، البته قصد داشتم جمعه جشن بگیرم.از مدتها قبل در حال تدارک مراسم تولدت بودم.دلم می خواست به بهترین نحو ممکن این روز بزرگ رو جشن بگیرم.تقریبا همه کارها انجام شده بود، مهمانها رو هم دعوت کرده بودم.قرار بود جشن رو هم منزل مادرجون برگزار کنیم، چون هم بزرگتر بود و هم مشکل مزاحمت برای همسایه ها وجود نداشت.
همه چیز به خوبی پیش می رفت تا اینکه ...

تا اینکه چهارشنبه، دو روز قبل از مراسم شما، عموی بابایی فوت کردن و ما مجبور شدیم جشن شما رو با تاخیر برگزار کنیم.در نهایت جشن تولد شما جمعه 10مهر،مصادف با عید سعید غدیر برگزار شد.
عزیز دلم اینها گوشه ای از خاطرات جشن شما هستند.







اینها هم گیفتهای تولد شما هستند.مگنت با عکس بچه ها




دلم می خواست حال و هوای تولد کودکانه باشه و بچه ها لذت ببرن.برای همین دو تا مسابقه برگزار کردیم.یکی باد کردن بادکنک بود که هر کس موفق می شد زودتر بادکنک را بترکاند برنده میشد.دیگری هم مسابقه پرتاب توپ در سبد بود.در نهایت هم به برنده ها سی دی هدیه دادیم.



با دستهای کوچولوت شمع رو نگه داشته بودی که خاموش نشه



کلی کیک خوردی و حسابی لذت بردی،تولدت بود دیگه نفس مامان من هم اجازه دادم بهت خوش بگذره،نوش جونت عزیز دل مامان 



به بچه ها گفتم از خوراکی های روی میز بردارن و بخورن،چند دقیقه بعد دیدم شما هم اینها رو برداشتی و داری از خودت پذیرایی می کنی


این عکس تار شده اما من دوستش دارم...

اس ام اس های دعوت مهمانان...


نفس مامان یکی از بهترین روزهای زندگیم روز تولد شما بود،خیلی خوشحالم که خدا شما رو به من و بابایی هدیه داد و از این بابت روزی هزار بار خدا رو شاکرم





امیرعلی عزیزم دو سالگیت مبارک
